الملا فتح الله الكاشاني

77

تفسير خلاصه منهج الصادقين ( خلاصة المنهج ) ( فارسى )

برداشتند تا به دريا اندازند حق تعالى ماهى را امر كرد كه يونس بجهة آنكه ترك اولى كرده در اينكه بدون اذن از ميان قوم بيرون آمده ميخواهم كه او را چند روزى در شكم تو محبوس سازم بايد كه او را نيك محافظه كنى و نوعى نكنى كه جراحتى باندام او رسد و تركيب او از هم بريزد كه من او را طعمهء تو نساخته‌ام ماهى كه اين ندا شنيد بكنار كشتى آمد و دهن باز كرد ملاحان او را به طرفى ديگر بردند باز همان ماهى آنجا پديد آمد او را بجانب ديگر آوردند آنجا نيز همان ماهى پيدا شد يونس دانست كه در اينجا حكمتيست جامهء توكل در سر كشيد و خود را در دريا انداخت . فَالْتَقَمَهُ الْحُوتُ پس فرو برد او را ماهى وَ هُوَ مُلِيمٌ و او بجهة ترك ندب مستحق ملامت بود يا او را ملامت كننده نفس خود بود كه چرا ترك ندب نمودى و بىاذن الهى از ميان قوم گريختى و آن ماهى همچون مادر كه فرزند را محافظت نمايد نگاه داشت حضرت يونس ميكرد و سر از آب بيرون ميآورد و فرو ميبرد تا يونس در درون او نفس ميزد بدين دستور سه روز يا هفت روز يا دوازده روز و بروايت ديگر بيست روز و اشهر آنست كه چهل روز در شكم ماهى بماند و آن ماهى او را در هفت دريا بگردانيد تا غرايب و عجايب دريا را بديد و چون بقعر دريا رسيد آواز تسبيح اهل دريا را شنيد بموافقت ايشان بذكر الهى مشغول شد . فَلَوْ لا أَنَّهُ پس اگر نه آنست كه يونس كانَ مِنَ الْمُسَبِّحِينَ بود از تسبيح كنندگان در شكم ماهى و نميگفت لا إله الا انت سبحانك انى كنت من الظالمين و يا آنكه از ذكر كنندگان نميبود پيش از آنكه به شكم ماهى رود يا از نماز گذارندگان در مدت عمر . لَلَبِثَ فِي بَطْنِهِ هر آينه درنگ ميكرد در شكم ماهى إِلى يَوْمِ يُبْعَثُونَ تا روزى كه برانگيخته شوند مردمان اما ببركت ذكر زود از آن زندان امتحان نجات داديم . فَنَبَذْناهُ پس افكنديم او را يعنى امر كرديم ماهى را تا بساحل در آمده او را از اندرون خود بدر آورد و بيفكند بِالْعَراءِ بر زمين هموار يعنى بصحرائى كه خالى بود از درخت و گياه و كوه وَ هُوَ سَقِيمٌ و حال آنكه او بيمار بود يعنى ضعيف و نحيف چون طفل كه متولد شود و پوست او چون گوشت سرخ بود . وَ أَنْبَتْنا و برويانيديم عَلَيْهِ بر بالاى سر او شَجَرَةً مِنْ يَقْطِينٍ درختى از كدو تا ببرگهاى او خود را سايه كرد و از حرارت آفتاب او را نگاهداشت و در بعضى تفاسير آورده كه خاصيت درخت كدو آنست كه مگس گرد آن نگردد پس حق تعالى او را از آفت مگس و تاب آفتاب ايمن ساخت از حضرت رسالت پناه پرسيدند كه يا رسول اللّه چونست كه كدو بسيار دوست ميدارى فرمود از اينجهة كه درخت برادر منست از ابن عباس مرويستكه چون